اخبار
سازمان تبلیغاتشهرستانهااستان قمایران و جهان
  • سلام بر حضرت زهرا س

  • روز احسان و نیکوکاری

  • دهه فاطمیه
    باسمه تعالي فاطمه(س)،‌ بغض گرفته تاريخ: كوچه پس كوچه‌هاي مدينه غوغا بود، شهر يكپارچه نور بود و فرشتگان الهي بي‌قرار، زنان مدينه به نشانه‌ي اعتراض، خديجه(س) را تنها گذاشته بودند، درد غريبي و بي كسي لحظه‌اي ـ آرامش نمي‌گذاشت، بي‌تاب بود و تنهاي تنها، ناگهان درها گشوده مي‌شوند، زناني فرشته خو اذن دخول مي‌گيرند وارد مي‌شوند، اطراف خديجه(س) را مي‌گيرند، او را تسلي مي‌دهند، يك به يك خود را معرفي مي‌كنند، حوا، آسيه، مريم و ... به ناگاه صداي طفلي از محله‌ي بني هاشم بلند مي‌شود كه با ولادتش جهان معنا مي‌گيرد، راز سر به مهر پاكي و عصمت گشوده مي‌شود و فداكاري، جاني تازه مي‌گيرد، عشق شكوفه مي‌زند، مادري و زن بودن افتخار مي‌گردد، هدف و غايت آفرينش تحقق مي يابد و فضيلت، جامه‌ي تجسم مي‌پوشد؛ او كسي جز فاطمه نبود و حقا كه فاطمه بود و هيچ شري و بدي در وجودش نبود، چنان كه جمله‌ي زيباي «فطمت من الشر» بر تارك او نقش بست و جلوه‌اي از صفات الهي صديقه، راضيه، مرضيه، بتول، محدثه و ... گرديد. سيده‌ي زنان عالم از هر نظر نمونه بود. اگر علي(ع) نبود، به راستي هم كفوي براي زهرا وجود داشت؟ قطعاً نه. فاطمه در نسب، سبب و در شخصيت نظيري نداشت، پدرش رسول خداست كه خدا در شأنش فرمود: «لولاك لما خلقت الافلاك»، ملائك آسمان او را با نام احمد و زمينيان او را با نام محمد(ص) مي‌شناسند، او خلاصه كائنات است، اول انبيا در خلقت و آخر آنان در بعثت است، او تجلي نبوت مطلقه، قاب قوسين و سيد و سالار انبيا و اولياي الهي است. همسرش علي(ع) است، او كه دريا در برابرش بي‌معناست و بزرگي و عظمتش در ذهن كوچك ما نمي‌گنجد، او باب علم و روح تقواست، هيچ سحري نيست كه بي علي(ع) طلوع كند و هيچ نخلي نيست كه با صداي ناله‌هاي علي(ع) آشنا نباشد، و هيچ انساني نيست كه صداي عدالت علي(ع) را نشنيده باشد، او آشنای نيمه شب‌هاي كوچه‌هاي تنگ و تاريك كوفه است و چشم همه‌ي يتيمان، تا هميشه تاريخ براي او گريان است، اما فاطمه(س)، عصاره‌ي مظلوميت اوست و صبر را در جان علي(ع) مي‌ريزد، زيرا فاطمه اشك علي(ع) و قلب علي(ع) است. فرزندانش، پاره تن فاطمه، سروران جوانان بهشت ـ حسن و حسين(ع) ـ با صولت حيدري و خلق محمدي، اسلام را جاني تازه بخشيدند، لبانشان جايگاه بوسه رسول خداست و حضرتش در شأنشان فرمود: «الحسن و الحسين امامان، قاما او قعدا. حسن كه شير صبر از جان مادر، نوش كرده است، بلوغ بردباري فاطمه است و از مادر آموخته است كه جز به مصلحت اسلام نينديشد، و امام حسين در مني از حنجره‌ي مادر، فرياد كشيد، او.... جلوه‌‌ي فاطمه در كربلا و والي او در عاشوراست؛ زينبش، پيام‌آور خون و شهادت، غريب خوابه‌هاي شام و زبان علي در كام، او طومار ظلم بني اميه را بست و شعله‌هاي انقلاب كربلا را به شام و مدينه رساند، او نيز تجلي فاطمه دركربلاست و حضور فاطمه را در كربلا فرياد مي‌كشد و با هر جنازه‌اي كه بر دست مي‌گيرد، قطره‌اي از جام صبر فاطمه را مي‌نوشد و در بارگاه يزيد به تداعي از خطبه‌هاي مادر در مقابل دشمنان پدر، خطبه مي‌خواند، او هم نمونه بود. آري، فاطمه نمونه است از هر حيث و براي هميشه، او را مي بينم كه سر بر سجده نهاده و راز دل خدايش را با معبود در ميان نهاده، مي‌بينم با چشماني اشك آلود و گلويي بغض كرده، خون‌هاي پيشاني شكسته رسول خدا(ص) را پاك مي‌كند، او را مي بينم كه با صبرش، تبسم بر لبان علي(ع) مي نشاند و او را تنها نمي‌گذارد، تا آنجا كه جان مباركش را در راه دفاع از علي مظلوم، فدا مي‌كند. هنوز محرومان مدينه به ياد دارند كه چگونه عروس امامت پيراهن عروسيش را به فقيري داد و هنوز صداي تحسين حقيقت محمدي را مي‌شنوم كه پوشش زهرا را در مقابل نابينايي مي‌ستايد. هنوز صداي گريه‌هاي زهرا در بيت الاحزان به گوش مي‌رسد و گروهي را مي‌بينم كه خوف آن دارند، زهرا(س) گيسو پريشان كند و دست نفرين بردارد و آن زمان است كه قيامتي بر پا شود . صداي ضجه و ناله»ام ابيها» در بين در و ديوار، فرشتگان را به گريان واداشته است، فضه را مي‌بينم كه پشت در، مدام فرياد مي‌زند: فاطمه جانم، دختر رسول خدا! اما صدايي نمي‌شنود! اسماء را مي بينم كه آهسته آهسته، بر بدن مطهر زهرا(س) آب مي‌يزد و مولا علي(ع) را مي بينم كه در شب تغسيل ماه، سر بر ديوار نهاده و زار زار مي‌گريد و تنها خداست كه مي‌تواند علي(ع) را تسلي دهد. ناگهان صداي منادي در آسمان و زمين پيچيد كه حسنين را از روي جنازه زهرا برداريد كه فرشتگان طاقت از دست داده‌اند، اما در تعجبم چه رازي در شهادت زهراست؟! چرا مدينه ويران نشد؟ و راستي آفرينش اين همه تحمل را از كجا آورده بود؟! در مظلوميت فاطمه همين بس كه جمعي اندك، شبانه در خم كوچه‌هاي مدينه، جنازه‌ي غريبي را مي‌بردند تا به خاكش بسپارند و اين جنازه، كسي نبود جز«زهرا» نور چشم رسول خدا وپاره‌ي تن نبي، او كه مظلوم بزرگترين جنايت تاريخ واقع گشت و بغض گرفته‌ي تاريخ ماند و شیعيانش هنوز حيرانند، كجا بر مصيبت او ناله سر دهند و بر مظلوميش اشك بريزند و سال‌هاست با خود زمزمه مي‌كنند كه: «يا فاطمه من عقده‌ي دل وا نكردم گشتم ولي قبر تو را پيدا نكردم...» والسلام منابع: برگرفته از: 1. در خلوت شب «جمعي از نويسندگان» 2. خدا كند تو بيايي «سيد مهدي شجاعي» علی مصباح نهاوندی

  • حرم مطهر
    حرم مطهر حضرت معصومه(س)

لـوای تشیـع
سلامت و پـزشکی
دانـش و فنـاوری
دین و انـدیشه
سیـاسی و اجتماعی
ادبـی و هنـری
قـم شنـاسی
خانـه و خانـواده
سرگـرمی ها
گنجـینه ها
بازدیدها
امروز :1095
کل بازديدکنندگان :4939126
بازديدکنندگان آنلاين :5
بازديدازاین صفحه :180028